جنايات صهيونيست (3)
5. اعمال یهود در برابر ادیان دیگر
یکی از مباحث مهم میان پیروان ادیان، امکان گفتوگو و همزیستی میان آنان است. این امر از نظر تعالیم هریک از ادیان، مهم و قابل بررسی است.
اما آیا تعالیم یهود، اجازه همزیستی مسالمتآمیز و تعامل میان پیروان یهود با پیروان سایر ادیان را میدهد یا خير ؟همچنين از گذشته تا حال، رفتار و عملکرد آنها چگونه بوده است؟
در اینجا بهطور مختصر، عملکرد گذشته پیروان دین یهود با پیروان ساير اديان را مورد بررسي قرار میدهیم:
5 ـ 1 . اعمال یهود در برابر اسلام
الف. محاصره اقتصادی
ب. فتنهانگیزی در میان مسلمانان
ج . شبههافکنی در میان مسلمانان
د. مبارزه یهود برای تغییر عقیده مسلمانان
5 ـ 2 . اعمال یهودیان در برابر مسیحیان
آیین یهود از آغاز پیدایش، مبتنی بر تبلیغ و توسعهطلبی نبوده و تنها به قوم یهود و بنیاسرائیل اختصاص داشته است ؛ بههمین دليل جنگ و تعرض به اقوام دیگر در آن پیشبینی نشده بود ؛ ولی یهود به این عنوان که «قوم برگزیده خدا» است و نژادشان بر دیگر نژادها برتری دارد، از هیچگونه کینهتوزی و فتنهانگیزی دریغ نکرده و در هرجا که سکونت داشتهاند ملتی ستیزهجو و خراب کار به شمار مي آمدند . تا آنجا هم که قدرت داشتند، در زجر، آزار و اعدام پیروان ادیان دیگر کوشیده و از هرگونه حرکت فکری و دینی با کمال قساوت ممانعت میکردند. همچنين پیغمبران الاهی(ع) را ــ که آنان را به راه راست دعوت میکردند ــ به قتل رسانیده و در شکنجه و آزار پیروان انبیا، نهایت کوشش را به عمل میآوردند.
داستان حضرت مسیح(ع) و حوادث رقتبار زندگی آن پیغمبر بزرگ و شکنجه و آزاری که حواریون آن حضرت از قوم یهود دیدند و سرانجام آوارگی پیروان آیین مسیح(ع) نموداری از رفتار قساوتبار یهودیان و تعصبات جنایتآمیز آنان است. مسیحیان تا زمانیکه آیین مسیحیت از طرف دولت روم به رسمیت شناخته نشده بود، همواره در زیر شکنجه و آزار یهودیان و حکومت یهود به سر میبردند.
در یکی از جنگها ــ که میان دو دولت ایران و روم درگرفته بود ــ یهودیان هشتادهزار اسیر مسیحی را از ایرانیان خریدند و از روی کینه و انتقام، همه را مانند گوسفند سر بریدند.
همچنين در عصر امپراتوری «نیرون» یهودیها در شهر قدس فتنهای به پا کردند و فرماندار شهر را کشتند و آشوبی به راه انداختند که درپی آن از طرف امپراتور رومیان، شهر قدس محاصره و در سال 70 م. یهودیان قدس قتلعام شدند و معابد یهود ویران و کهنه و رؤسای مذهبیشان کشته شدند. همین حادثه باعث جنبش یهودیها شد و حس انتقامجویی آنان را بیش از پیش تشدید کرد و سبب جنگ و خونریزیهای فراوانی گردید.
در عصر حاضر نیز جنایات و تجاوزات و توطئههای تجاوزکارانه صهیونیسم بینالمللی بر همه مکشوف و اغراض و مقاصد شوم آنها بر ضد ملتهای غیریهودی کاملاً روشن گردیده است؛ تا آنجا که ایادی این حزب متعصب ضد انسانی در بیشتر مراکز بینالمللی رخنه کرده و در بیشتر خرابکاریها و تشنجات و کشتارهای عمده جهان، از عوامل مؤثر شمرده میشوند.
یهودیها در جنگهای جهانی دست داشته و پس از جنگ نیز براساس اصل کینهتوزی، شبکههای جاسوسی بینالمللی را به نفع استعمارگران اداره میکردند و این حقیقت ننگین با دستگیر شدن یکی از عناصر خطرناک این باند که ریاست شبکه جاسوسی را به عهده داشت، فاش گردید. وی اعتراف کرد که بنابر معاهده سری - که در سال 1947 م. در مورد تشکیل دولت اسرائیل بین دولت امریکا و صهیونیستها منعقد شده بود ــ یهودیها انجام این وظایف را در قبال کمک امریکا بهعهده گرفتند و از آن به بعد شبکه جاسوسی آمریکا را اداره میکنند.
دولت امریکا نیز درمقابل خوش خدمتی آنها، به وعده خود وفا کرد و سرانجام «صهیونیسم» توانست بخشی از فلسطین را اشغال و نزدیک به یک میلیون مسلمان فلسطینی را از خانه و وطن خود آواره کند.
از جمله مظاهر ننگین تعصبات مذهبی یهودیان نيز میتوان به کشتار فجیع مسیحیان یمن به دست حکومت یهودی آن سرزمین اشاره کرد. در این کشتار هولناک، دهها هزار نفر از مسیحیان با وضع فجیعی به قتل رسیدند و در آتش سوزانیده شدند.
قرآنکریم نیز به شکنجه، آزار و قتل مسیحیان بهدست یهودیها اشاره دارد:
«مرگ و عذاب بر شکنجهگران صاحب گودال (آتش) باد؛ گودالهایی پر از آتش شعلهور، هنگامیکه (یهود) در کنار آن نشسته بودند و آنچه را نسبت به مؤمنان (مسیحی) انجام میدادند، با خونسردی تماشا میکردند!»
در اینکه این ماجرا مربوط به چه زمانی و مربوط به چه قومی است و آیا این یک ماجرای خاص و معین بوده یا اشاره به ماجراهای متعدد از این قبیل در مناطق گوناگون جهان دارد، در میان مفسران و مورخان گفتوگو است. معروفتر از همه، مربوط به «ذونواس» آخرین پادشاه «حمیر» در سرزمین «یمن» است.
«ذونواس» که آخرین نفر از سلسله گروه «حمیر» بود، به آیین یهود درآمد و گروه «حمیر» نیز از او پیروی کردند. او نام خود را «یوسف» نهاد و مدتی بر این منوال گذشت؛ سپس به او خبر دادند که در سرزمین نجران، در شمال یمن، هنوز گروهی بر آیین نصرانیت باقی مانده اند . هم مسلکان ذونواس او را وادار کردند که اهل نجران را به پذیرش آیین یهود مجبور کند. او بهسوی نجران حرکت و ساکنان آنجا را جمع کرد و آیین یهود را بر آنها عرضه داشت و اصرار کرد که آن را پذیرا شوند؛ ولی آنها نپذیرفتند.
ذونواس دستور داد خندق بزرگی کنده و هیزم در آن ریختند و گروهي را زنده زنده آتش زدند . همچنين گروهی را با شمشیر کشته و قطعهقطعه کردند؛ بهگونهای که عدد مقتولان و سوختگان به بیستهزار نفر رسید.
در این گیرودار، یک تن از نصارای نجران فرار کرده و بهسوی روم و دربار قیصر شتافت و از ذونواس شکایت کرد و یاری طلبید. قیصر گفت: سرزمین شما از من دور است؛ اما نامهای به پادشاه حبشه مینویسم. او مسیحی و همسایه شما است. از او میخواهم شما را یاری دهد؛ سپس نامهای نوشت و از پادشاه حبشه، انتقام خون مسیحیان نجران را درخواست کرد.
مرد نجرانی نزد سلطان حبشه، نجاشی، آمد و ماجرا را بازگفت. نجاشی از شنیدن این داستان سخت متأثر شد و از خاموشی شعله آیین مسیح(ع) در سرزمین نجران افسوس خورد و تصمیم به انتقام اين گروه گرفت.
لشکریان حبشه به جانب یمن تاختند و در یک پیکار سخت، سپاه ذونواس را شکست دادند و گروه بسیاری از آنان را کشتند و طولی نکشید که مملکت یمن به دست نجاشی افتاد و بهصورت ایالتی از ایالات حبشه درآمد.
ضدیت یهود با حضرت مسیح(ع) در فرازهای از انجیل نيز منعکس شده است.
6- جنگ نزد یهود
هنگامیکه بحث «جنگ در ادیان» را ملاحظه میکنیم، هیچ جنگی در قساوت و شدت همانند «جنگ در دین یهود» نیست.
يهود براساس شریعت خود، در طول تاریخ، به جنگ و خونریزی فراواني دست زده است که در این راه به اطفال و زنان نیز رحم نکرد. امر جالب توجه در اين خصوص اين است که قوم يهود خود را «ملت برگزیده خدا» میداند.
قرآن کریم،یهود و مشرکان را در یک ردیف قرار میدهد و آنان را دشمنترین افراد نسبت به مسلمانان معرفی مینماید:
«بهطور مسلم، دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان را یهود و مشرکان خواهی یافت. و نزدیکترین دوستان به مؤمنان را کسانی مییابی که میگویند: ما نصارا هستیم. این بدان روست که در میان آنها، افرادی عالم و تارک دنیا هستند و آنها (در برابر حق) تکبر نمیورزند.»
تاریخ اسلام به خوبی گواه این حقیقت است؛ زیرا در بسیاری از نبردهای ضداسلامی، یهود بهطور مستقیم دخالت داشته و از هیچگونه کارشکنی و دشمنی خودداری نکردهاند. افراد بسیار کمی از آنها به اسلام گرویدهاند؛ درحالیکه در غزوات اسلامی، رویارویی مسلمانان با مسیحیان را کمتر شاهدیم و نیز افراد فراوانی از آنها را مشاهده میکنیم که به صفوف مسلمانان پیوستهاند.
لازم به ذکر است یهود با اینکه دارای کتاب آسمانی بود، بهدلیل دلبستگی بیش از اندازه به مادیات، در صف مشرکانی قرار گرفت که از نظر مذهبی با آنها هیچ اشتراکی نداشتند.
یهودیان در ابتدای امر مبشران اسلام محسوب میشدند و انحرافاتی همانند «تثلیت» نداشتند؛ اما دنیاپرستی شدید، آنها را بهکلی از حق بیگانه کرد.
و عجیب اینکه یهودیان، همه این جنگطلبیها را به استناد تورات انجام میدهند؛ برای نمونه، در متن تورات چنین میخوانیم:
«چون به شهری نزدیک آیی تا با آن جنگ نمایی، آن را برای صلح ندا کن و اگر تو را جواب صلح بدهد و دروازهها را برای تو بگشاید، آنگاه تمام قومی که در آن یافت شوند، به تو جزیه دهند و تو را خدمت نمایند و اگر با تو صلح نکرده، با تو جنگ نمایند، پس آن را محاصره کن و چون یهوه ـ خدایت ــ آن را به دست تو بسپارد، جمیع ذکورانش را به دم شمشیر بکش، لیکن زنان و اطفال و بهایم و آنچه در شهر باشد ــ یعنی تمام غنیمتش را ــ برای خود به تاراج ببر و غنایم دشمنان خود را که یهوه ــ خدایت ــ به تو دهد، بخور. به همه شهرهایی که از تو بسیار دورند که از شهرهای این امتها نباشند، چنین رفتار نما؛ اما از شهرهای این امتهایی که یهوه ــ خدایت ــ را به ملکیت میدهی، هیچ ذینفسی را زنده مگذار، بلکه ایشان را … چنانکه یهوه ــ خدایت ــ تو را امر فرمودهاست، بالکل هلاک ساز.»
همچنین در تورات میخوانیم: «پس یهوه، خدای ما، عوج ملک باشان و نیز تمامی قومش را بهدست ما تسلیم نموده، او را به حدی شکست دادیم که احدی از برای وی باقی نماند و در آن وقت، همه شهرهایش را گرفتیم و شهری نماند که از ایشان نگرفتیم … و آنها را بالکل هلاک کردیم؛ چنانکه با سیحون و ملک حشبون کرده بودیم. هر شهر را با مردان و زنان و اطفال هلاک ساختیم و تمامی غنیمت شهرها را برای خود به غارت بردیم»
و نیز آمده است:«و هر آنچه در شهر بود، از مرد و زن و جوان و پیر، حتی گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاک کردند»
در این میان، قرآنکریم عدهای از یهودیان را میستاید؛ همانهایی که از غرور، خودپرستی و تکبر خودداری میکنند و همواره حقیقت را مد نظر دارند:
«آنها همه یکسان نیستند؛ از اهل کتاب جمعیتی هستند که (به حق و ایمان) قیام میکنند و پیوسته در اوقات شب، آیات خدا را میخوانند درحالیکه سجده مینمایند؛ به خدا و روز واپسین ایمان میآورند، امر به معروف و نهی از منکر میکنند و در انجام کارهای نیک، پیشی میگیرند و آنها از صالحانند. و آنچه از اعمال نیک انجام دهند، هرگز کفران نخواهد شد (و پاداش شایسته آن را میبینند) و خدا از پرهیزگاران آگاه است»
و به اینترتیب، قرآنکریم از اینکه نژاد یهود را بهکلی محکوم کند یا خون آنها را کثیف بشمرد، خودداری کرده و تنها بر اعمال آنها انگشت میگذارد و با تجلیل و احترام از افرادی که به اکثریت فاسد نپیوستند و در برابر ایمان و حق تسلیم شدند، به نیکی یاد میکند و این روش اسلام است که در هیچ موردی، مبارزهاش رنگ نژادی و قبیلهای ندارد و تنها بر محور عقاید، اعمال و رفتار میگردد.
یهود و همزیستی مسالمتآمیز با مسلمانان!
با توجه به آنچه گذشت، براساس تعالیم تورات موجود و عملکرد یهودیان در طول تاریخ، جایی برای «همزیستی مسالمتآمیز» و «حقوق بینالملل» وجود ندارد. آنان خود را «ملت برگزیده خدا» میدانند و برای تحقق این نظر، همواره در فکر سلطه بر دیگر ادیان و ملل بودهاند و در مواردی نیز که به پیشنهادات دیگران تن دادهاند، جز از روی ضعف و ناتوانی نبوده و هر موقع قدرتی یافتهاند، کشتار گستردهای به راه انداختهاند؛ در گذشته با مسیحیان و امروز با مسلمانان.
اکنون گروهی از قوم یهود ــ یعنی صهیونیستها ــ اقدام به غصب سرزمینهای دیگران و آواره کردن آنها از وطن خود و کشتن و نابود کردن فرزندانشان کردهاند.
آنها در برخورد با مسائل جهانی، عملاً نشان دادهاند که پیرو هیچ قانون و معیار بینالمللی نیستند. هرگاه به فرض، یک جنگجوی فلسطینی بهسوی آنها شلیک کند، درمقابل، اردوگاههای آوارگان، کودکستانها و بیمارستانهای آنان را بمباران میکنند و در ازای کشته شدن یک نفر از خودشان، گاهی صدها نفر بیگناه را به قتل میرسانند و خانههای فراوانی را منفجر میکنند.
تاریخ شاهد فجایع این گروه به «مسجدالاقصی» از زمان اشغال آن در سال 1967 م. بوده است. در سال 1969 م. شخصی به نام «مایکل رومان» آتشی در مسجد برافروخت که نزدیک به 1500 مترمربع از مساحت مسجد را در برگرفت. در این آتشسوزی، منبر «صلاحالدین»، گنبد مسجد - که دارای آثار معماری اسلامی با ارزشی بود ــ و نیز «مسجد عمر» در داخل مسجد الاقصی و «محراب زکریا» و بعضی چیزهای دیگر در آتش سوخت.
در سال 1969 م. گروهی از یهودیان، مراسم مذهبی خود را در مسجدالاقصی بهجای آوردند و این عمل را چندین بار تکرار کردند و هنگامیکه با اعتراض مسلمانان روبهرو شدند، قاضی یهود به محق بودن یهود حکم صادر کرد!
در سال 1982 م. یک یهودی امریکایی، مسجد و نمازگزاران در مسجد را با آتش سلاح مورد تعرض قرار داد و در همان سال، فرد دیگری با مواد منفجره، بخشی از حرم را تخریب کرد. عده فراوانی از یهود نیز اعلان کردند که باید مسجد خراب شود و بهجای آن، معبد یهودیها ساخته شود.
صهيونيست ها خود را به هیچ یک از مصوبات بینالمللی و قطعنامههای سازمان ملل، پایبند نمیدانند و آشکارا همه را زیر پا میگذارند. بدون شک این همه قانون شکنی، بیدادگری و اعمال ضد حقوق بینالملل، ناقض اصل همزیستی مسالمتآمیز است و جایی برای تعاون و همکاری بینالمللی براساس حقوق پذیرفته شده جهانی باقی نمیگذارد. منبع : thefactnews.com
|