جنايات صهيونيست(2)
جنايات صهيونيست(2)
4- نژادپرستی یهود
نژادپرستی از مهمترین تعالیم یهود شمرده میشود؛ بهگونهای که «یهود» و «نژادپرستی» در طول تاریخ هیچگاه از یکدیگر جدا نبوده است؛ بلکه پیوند عمیقی با یکدیگر داشتهاند. اکنون به برخی از نمودهای نژادپرستی یهود اشاره میکنیم:
الف) یهود، فرزندان و دوستان خاص خداوند!
قرآنکریم دربارة این ویژگی یهود میفرماید:
«قل یا ایها الذین هادوا ان زعمتم انکم اولیاء لله من دون الناس فتمنوا الموت ان کنتم صادقین»
بگو: ای یهودیان! اگر گمان میکنید که (فقط) شما دوستان خدایید نه سایر مردم، پس آرزوی مرگ کنید، اگر راست میگویید، (تا به لقای محبوبتان برسید)
خداوند متعال این ادعای دروغین آنان را رد میکند و میگوید: همینکه شما اینقدر از مرگ وحشت دارید، دلیل بر آن است که در این ادعای خود صادق نیستید.
«مهمتر اینکه آیین خویش را تنها آیین حق دانسته و دیگران را پیروان خدایان دروغین و محکوم به نابودی و فنا میدانستهاند و حتی حاضر به انعقاد پیمان با مخالفان خود نبودهاند. از اینجهت، کمترین لطف و ترحمی نسبت به آنان توصیه نشده و در مواقع جنگ، کمترین حقوقی برای آنان قایل نبودهاند.»
قرآنکریم در آیهای دیگر، از زبان یهود و نصارا چنین میگوید:
«یهود و نصارا گفتند: ما فرزندان خدا و دوستان (خاص) او هستیم. بگو: پس چرا شما را دربرابر گناهانتان مجازات میکند؟! بلکه شما هم بشری هستید از مخلوقاتی که آفریده؛ هرکه را بخواهد (و شایسته بداند)، میبخشد و هرکه را بخواهد (و مستحق بداند)، مجازات میکند.»
در روایات اسلامی نیز در حدیثی از «ابنعباس» میخوانیم:
«پیغمبر)ص) جمعی از یهود را به دین اسلام دعوت کردند و آنها را از مجازات خدا بیم دادند. گفتند:چگونه ما را از کیفر خدا میترسانی، درحالیکه فرزندان خدا و دوستان او هستیم؟»
همچنین در تفسیر «مجمعالبیان» در ذیل آیه 18 سوره مائده، حدیثی شبیه حدیث مزبور نقل شده است که جمعی از یهود در برابر تهدید پیامبر (ص) به مجازات الاهی گفتند:
«ما را تهدید مکن؛ ما فرزندان خدا و دوستان او هستیم. اگر خشم بر ما کند، همانند خشمی است که انسان نسبت به فرزند خود دارد؛ یعنی به زودی این خشم فرو مینشیند!»
با توجه به آیة شریفه، فقط یهود ادعای دوستی و فرزندی خدا را نمیکردند، بلکه مسیحیان نیز در این عقیده با یهود شریکند. شک نیست که آنها خود را حقیقتاً فرزند خدا نمیدانستند، آنان تنها حضرت عیسی(ع) را فرزند حقیقی خدا میدانند و به آن تصریح دارند؛ ولی منظورشان از انتخاب این نام و عنوان برای خود، این بود که بگویند رابطه خاصی با خدا دارند و گویا هرکه در نژاد آنها یا جزء جمعیت آنها میشد، بدون اینکه اعمال صالحی داشته باشد، از دوستان و گروه فرزندان خدا میگردید!
قرآنکریم با تمام این امتیازات موهوم مبارزه میکند و امتیاز هرکس را تنها در ایمان و عمل صالح و پرهیزگاری او میشمارد؛ ازاینرو در این آیه، برای ابطال این ادعا چنین میگوید:
«… قل فلم یعذبکم بذنوبکم…»
«جوزف گئر»، از اینکه دین یهود در مقایسه با دیگر ادیان جهان دارای پیروان کمتری است، اظهار شگفتی میکند. زیرا دین یهود آیینی جهانی بوده است. دلیل این موضوع همان امتیازات ویژهای است که این گروه برای خود قائلند. وی میگوید:
«شگفت آنکه این مذهب توحیدی و آیین جهانی به علت حوادث تاریخی، به یک قوم خاص منحصر گردید؛ زیرا با سرنوشت این قوم مخلوط و مربوط شد؛ وگرنه میبایستی مقبول بسیاری از اقوام میگردید.»
ب) نبود عذاب برای قوم یهود، از نظر تورات
همین ادعا ــ یعنی نبود عذاب برای قوم یهود ــ در کتاب تورات مشاهده میشود:
«خداوند، رحمان و کریم است، دیر غضب و بسیار رحیم تا به ابد محاکمه نخواهد نمود و خشم را همیشه نگاه نخواهد داشت، با ما موافق گناهان عمل ننموده و به ما به حسب خطایای ما جزا ندادهاست؛ زیرا آنقدر که آسمان از زمین بلندتر است، به همانقدر رحمت او بر ترسندگانش عظیم است. به اندازة مشرق از مغرب دور است و به همان اندازه گناهان ما را دور کرده است، چنانکه پدر بر فرزندان خود رئوف است؛ همچنان خداوند بر ترسندگان خود رأفت مینماید؛ زیرا جبلت ما را میداند و یاد میدارد که ما خاک هستیم.»
ج)نجات دستهجمعی یهود!
از اعتقادات یهود این است که سعادت و نجات ابدی بهصورت جمعی است، نه فردی! و مجرد انتساب به فرزندان حضرت ابراهیم(ع) برای شخص، نجات جاودانی را تضمین میکند. این توهم باطل، قرنهای متمادی بر افکار یهود سایه افکنده بود و موجب شد آنها را بهصورت گنهکارترین مردم از نظر انحرافات اخلاقی و زشتکاریها درآورد. درنتیجه از طرف تمام اقوام و مللی که با آنان همزیستی داشتند، مورد تحقیر و اهانت قرار گرفتند.
خداوند متعال این اندیشة گمراهکننده را مورد تعرض قرار داده و در رد آن آیات 168 و 169 سورة اعراف را نازل کرده که در بخشی از آن آمده است:
«یهود میگویند: (اگر ما گنه کاریم) خداوند بهزودی ما را میبخشد.»
د) پولپرستی یهود
در تاریخ بشر، ملتی در پولپرستی و جمعآوری مال همچون یهود دیده نشده است. آنها برای رسیدن به این مقصود، تمام راههای مشروع و غیرمشروع را پیموده و تا حد پرستش با حرص و ولع خاص به جمعآوری مال پرداختهاند؛ تا جاییکه حضرت عیسی مسیح(ع) - که خداوند او را برای هدایت بنیاسرائیل فرستاده بود - آنان را مورد خطاب قرار داد و فرمود:
«لا تعبدوا ربین: الله و المال» دو پروردگار را بفرستید: خدا و پول را.
شاید این مسأله به طرز عقیدة یهود ــ که خود را ملت برگزیدة خدا میپندارند ــ ارتباط داشته باشد؛ بدیندلیل میخواهند بر جهان برتری داشته باشند؛ البته مال و ثروت از عوامل مهمی است که آنها را به هدف و مقصود خواهد رسانید. شاید هم دلیل تفکر مادی این دین این باشد که یهود بهجز مظاهر زندگی مادی به چیز دیگری ایمان ندارد و زندگانی جاویدان سرای دیگر از نظر آنها بیمفهوم است. قرآنکریم دراینباره میفرماید:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، با قومی که خداوند آنها را مورد غضب قرار داده، دوستی نکنید، آنها از آخرت مأیوسند. همانگونه که کفار از مردگان مدفون در قبرها مأیوس میباشند.»
با وجود این، در آغاز ظهور اسلام، بعضی از یهودیان مدعی بودند که ثواب و پاداش روز رستاخیز مختص آنها است. قرآنکریم درباره صدق ادعایشان از آنها خواست تقاضای مرگ کنند تا آنان را به نعیم خالص و خاص خدا برساند:
«بگو: اگر (آنچنان که مدعی هستید) سرای دیگر در نزد خدا مخصوص شما است نه سایر مردم، پس آرزوی مرگ کنید، اگر راست میگویید».
یهود با گفتن این سخنان که بهشت مخصوص ما است یا چند روزی بیش در آتش نمیسوزیم، میخواستند مسلمانان را نسبت به آیینشان دلسرد کنند؛ ولی قرآن پرده از روی دروغ وتزویر آنان برمیدارد؛ زیرا آنان بههیچ وجه حاضر به ترک دنیا نیستند و این خود، دلیل محکمی بر کذب ادعای آنها است. راستی اگر انسان چنان ایمانی به سرای آخرت داشته باشد، چرا اینقدر به زندگی این جهان دل ببندد و برای وصول به آن، مرتکب هزارگونه جنایت شود؟
در آیات بعد، قرآنمجید میافزاید:
«ولی آنها بهخاطر اعمال بدی که پیش از خود فرستادهاند، آرزوی مردن نخواهند کرد و خداوند از ستمگران آگاه است. آنها را حریصترین مردم، حتی حریصتر از مشرکان بر زندگی (این دنیا و اندوختن ثروت) خواهی یافت (تا آنجا) که هریک از آنها دوست دارد هزار سال عمر کند؛ درحالیکه این عمر طولانی، او را از عقاب خداوند باز نخواهد داشت و خداوند به اعمال آنها بینا است.»
بیشک سرچشمه بسیاری از جنگها و خونریزیها در طول تاریخ بشر، برتریجویی نژادی بوده است؛ بهویژه در جنگ جهانی اول و دوم ــ که بزرگترین رقم تلفات و ویرانی را در تاریخ به همراه داشت ــ عامل نژادپرستی آلمانها یا حزب نازی، عامل غیرقابل انکاری بود.
اگر بنا شود نژادپرستان جهان را ردهبندی کنیم، بدون شک یهود در ردههای بالا قرار خواهد گرفت. هماکنون کشوری را که آنها به نام «اسرائیل» تشکیل دادهاند، بر مبنای همین مسأله نژادپرستی تأسیس شده است، چه جنایتهای هولناکی که برای آن مرتکب شدند و چه جنایتهای وحشتناکی که برای نگهداری آن مرتکب میشوند! آنها حتی آیین موسی(ع) را در نژاد خود محصور ساختهاند و اگر کسی از غیر نژاد یهود بخواهد این آیین را بپذیرد، برای آنها جالب نیست؛ بههمیندلیل تبلیغ و دعوت بهسوی آیین خود را در میان اقوام دیگر انجام نمیدهند.
ه) گوشهای از تعالیم تلمود
در تلمود ــ که شرح تورات یا «عهد قدیم» است و مهمترین کتاب «آداب وتعالیم» یهود بهشمار میرود ــ آمده است:
1-« امتیاز ارواح یهود از غیریهود به این است که ارواح یهود، جزئی از خدا است؛ همچنان که پسر جزئی از پدر است. ارواح یهود، پیش خدا نسبت به ارواح دیگران عزیز است؛ زیرا ارواح غیریهود، ارواح شیطانی و شبیه ارواح حیوانات است. نطفه غیریهودی مانند نطفه دیگر حیوانات است.
2- یهودی پیش خدا از ملائکه بالاتر است. هرگاه غیریهودی، یهودی را بزند، مثل این است که عزت الاهی را زده و مستحق مرگ خواهد بود. اگر یهودی آفریده نشده بود، برکت از زمین میرفت و باران نمیبارید و خورشید آفریده نمیشد.
ــ فرق میان انسان و حیوان، مانند فرق میان یهودی و دیگر ملتها است. نطفهای که دیگر ملتها از آن آفریده میشوند، نطفه چهار پا است.
ــ ملتهای دیگر مانند سگ هستند. اعیاد مقدسه برای آنها و برای سگها آفریده نشده است. سگ از غیریهودی بالاتر است؛ زیرا در اعیاد جایز است به سگها غذا دادن، اما به غیریهودی جایز نیست.
ــ هیچگونه خویشاوندی میان یهود و غیریهود نیست؛ زیرا آنها به خرها شبیهترند تا به انسانها. خانههای غیریهود پیش یهودیان، به منزله طویله حیوانات است. غیریهود، خوکهای نجسی هستند که برای خدمت یهودیان آفریده شدهاند.
3- افراد صالح غیریهودی را بکش و بر یهودی حرام است که غیریهودی را از مرگ و یا چاهی که افتاده، نجات بدهد، بلکه سزاوار است که جلوی آن را با سنگ بگیرد.
4- بر اسرائیلیها، کشتن و غصب کردن و دزدی نمودن مال غیراسرائیلی جایز، بلکه واجب است.
5- املاک غیر یهود، مانند مال متروک است؛ یهودی حق دارد آن را تملک نماید.
6- خداوند به یهودیان اجازه داده است که فراوردههای غیریهودی را مالک شوند.
7- کشتن افراد مسیحی از اموری است که لازم است از ناحیه یهودیان عملیگردد.
8- ما تنها ملت برگزیده خدا در زمین هستیم … خداوند بهخاطر لطفی که به ما داشته است حیواناتی از جنس انسان ــ که عبارت از سایر ملل باشند ــ برای ما آفریده و آنها را مسخر ما ساخته است؛ زیرا خداوند بهخوبی دانسته است که ما نیازمند به دو حیوان هستیم: یک نوع حیوان لال، مانند چهارپایان و پرندگان و یک نوع (حیوان) ناطق، مانند مسیحیها، مسلمانها، بوداییها و سایر از شرق و غرب. آنها را بهخاطر خدمتگذاری ما آفریده است و ما را در زمین متفرق ساخته است تا پشتهای آنان را لگدکوب کرده و زمام اختیار آنان را در دست داشته و از فنون آنان برای منافع خود بهرهبرداری نماییم.
بههمین جهت است که بر ما واجب است دختران زیبای خود را به ازدواج پادشاهان، وزرا و بزرگان درآوریم و فرزندان خود را میان پیروان مذاهب دیگر داخل کرده تا درصورت مقتضی، آنها را وادار به جنگ نموده، قدرت نهایی را در دست داشته و بهرهبرداری کامل از آنها نموده باشیم.» منبع : thefactnews.com
|